اميرحسيناميرحسين، تا این لحظه: 12 سال و 6 ماه و 2 روز سن داره

امیرحسین عزیزدل مامان و بابا

اولین سونوگرافی عسل مامانی

اما از روزی واست بگم که رفتیم سونوگرافی تعیین جنسیت روز نهم آذر بود ساعت ده صبح وقت داشتم  قلبم داشت میومد تو دهنم از بس ذکر گفته بودم دهنم خشک شده بود این دلشوره تا وقتی ادامه داشت که دکتر گفت شما یه گل پسر کاکل زری هستی و خدا رو شکر سالمی  اون موقع بود که خیالم راحت شد و فهمیدم باید همه چی رو آبی بگیرم.  این عکسته پسرم  ...
18 مرداد 1393

زیارت امام رضا

امروز میخوام برات از قبل تولدت بگم :  اواخر شهریور 92 بود و من تازه فهمیده بودم قراره به زودی یه کوچولو نازنازی به جمع ما اضافه بشه رفتیم دکتر واسه ویزیت دکتر بعد از معاینه به من و تو استراحت مطلق داد تاکید کرد دو هفته سرکار نرم و برام مرخصی نوشت  حالا تصور کن ما هفته بعد واسه مشهد بلیط قطار داشتیم  سه روز تمام با خودم کلنجار می رفتم از یه طرف نگران تو بودم از یه طرف دیگه دلم می خواست برم مشهد ، تازه از همه مهمتر اینکه همه با رفتن من مخالف بودن اما امام رضا منو طلبید و خلاصه یه سفر سه روز اونم با قطار رفتیم امام رضا  از اونجایی که همه چیز دست خداست من و تو هم زائر امام رضا شدیم
18 مرداد 1393

جمعه 29 فروردین 1393 امیر حسین هفت روزه

                                           عزیزم در این روز جواب آزمایشت اومده بود که کمی زردی داری . با بابایی بردیمت بیمارستان آتیه دوباره آزمایش دادن گفتن کمی پایین اومده. الهی همیشه سالم باشی عزیز دلم.                                       &...
17 مرداد 1393