اميرحسيناميرحسين، تا این لحظه: 12 سال و 6 ماه و 10 روز سن داره

امیرحسین عزیزدل مامان و بابا

يا مسيح حسين يا علي اصغر ادركني

جمعه نهم آبان روز بزرگداشت حضرت علي اصغر (ع) بود ، من و  بابا و خاله ساعت 30/7 صبح راه افتاديم سمت مصلي هنوز مراسم شروع نشده بود تا تو يه كم شير خوردي و يه چرت كوچولو زدي مراسم هم شروع شد هنوزم واسم عجيبه با اينكه ساعت 6 صبح بيدار شده بودي و اونجا هم خيلي شلوغ بود تو حسابي ذوق ميكردي و خوشحال بودي اما ديگه آخراش حساببي خسته شده بودي و گريه مي كردي كه ما سريع برگشتيم ايشااله در پناه شش ماهه حضرت اباعبداله الحسين  هميشه سالم و سلامت باشي و ساعت 7 صبحه آقا حاضر شده بره مصلي !!!!! ...
11 آبان 1393

پسر من

اميرحسينم وقتي خدا ميخواست تو را بيافرينه چه حال خوشي داشت ..... . . . اين موها اين  چشم ها خودت مي فهمي ......؟؟؟؟ من همه اينها را دوست دارم   پسر قشنگ  من عاشقتم عزيزم ...
11 آبان 1393

اولین غذا

هورااااااااا بالاخره پسر خوشگلم غذا خور شد اونم چه فرنی و حریره بادومی چهارشنبه 16 مهر ماه به مناسبت 180روزگیت اولین غذاتو خوردی مامان ایشااله همیشه سالم و سلامت باشی دوستت دارم یه عالمه ...
18 مهر 1393

بنز سواری

سه شنبه اول مهر ماه بود که بالاخره روروک پسر خوشگلم افتتاح شد البته فقط در حد دو سه دقیقه بود اما خوب بود خدا رو شکر دوست داشتی و کلی کیف کردی    ...
2 مهر 1393